| درس خواندن تا خوشبخت شدن |
|
درباره وبلاگ
سلام من علی مظاهری متولد خرداد در مقطع دوم کامپیوتر هستم. امیدوارم از این وبلاگ لذت ببرید
پیوندهای روزانه
پیوندها
طراح قالب
|
تأثیر ماساژ عضلات در تمرینات ورزشی![]() عمدتا ورزشكاران با توجه به خستگی عضلانی ، برنامه های ورزشی خود را تنظیم می كنند. بیشتر آنها، خیلی شدید تمرین می كنند تا اینكه ماهیچه هایشان دچار تخریب و كوفتگی می شود و روز بعد احساس خستگی زیادی می كنند. به همین دلیل سعی می كنند روز بعد بطور آهسته و آرام تمرین ورزشی را انجام دهند تا این خستگی عضلانی از بین برود. وقتی كوفتگی از بین رفت، مجدداً تمرین ورزشی سخت و شدید را شروع می كنند. ![]() هیچ كس نمی داند چرا و چگونه، 20 دقیقه ماساژ بعد از تمرین ورزشی سخت، باعث تسریع بهبود خستگی ماهیچه ها می شود. اما اگر مطالعات بیشتری این مطلب را تایید كند، ورزشكاران می توانند به دفعات بیشتری تمرین كنند. ماساژ دادن، عضلات را قوی نمی كند، ولی با به تأخیر انداختن خستگی آنها، به ورزشكاران این امكان را می دهد كه بطور متناوب و با خستگی كمتری تمرین ورزشی را انجام دهند و در نتیجه با تمرین بیشتر، ماهیچه های قوی تری خواهند شد. تغذیه ورزشكاران و تأمین انرژی![]() یك ورزشكار حرفه ای تا زمانی كه نداند چه باید مصرف كند و چگونه و با چه مواد غذایی كلیه نیازهایش را تأمین كند، موفق نخواهد بود. امروز،علم تغذیه یكی از اساسی ترین عوامل موفقیت ورزشكارن است. از این رو در این بخش از سایت مطالب دنباله داری در این زمینه ارائه خواهد شد. همه انسان ها بی شك بارها و بارها شنیده اند، خوانده اند و می دانند كه ورزش برای هر بدنی لازم است. اولین مسابقه المپیك در كشور یونان و بیش تر از 2500 سال قبل برگزار شد. در آن جا جمله معروفی برای اولین بار در مورد اهمیت ورزش در تن درستی برای تمام جهانیان بیان شد كه هنوز هم در تمام زبان ها و كشورها رایج می باشد. ترجمه این عبارت در زبان فارسی جمله زیر می باشد: " عقل سالم در بدن سالم است." نیاز تغذیه ای انسان شامل انرژی ، پروتئین ها، چربی ها و كربوهیدرات همچنین مواد معدنی و ویتامین ها است كه بطور مفصل هر كدام را توضیح خواهیم داد . انرژیبدن ما به انرژی نیاز دارد برای: - متابولیسم پایه - تنظیم و حفظ حرارت بدن - كار و فعالیت بدنی - رشد - عمل محرك ویژه غذامتابولیسم پایهنیاز به انرژی در ورزشكاران و افراد عادی، شباهت و تفاوت ها هایی با یكدیگر دارند. هر دوی آنها در متابولیسم پایه (انرژی است كه اساساً برای حفظ حیات سلول ها، فعالیت دستگاه تنفسی، ضربان قلب و انقباض غیرارادی عضلات لازم است)،مشابه هم هستند كه در آقایان بالغ، حدود 1700 كالری و در خانم های بالغ، 1600 كالری است. عوامل مؤثر بر متابولیسم پایه عبارتند از: - سن: متابولیسم پایه از زمان تولد تا دوران پیری به تدریج كاهش می یابد. - جنس: انرژی مورد نیاز برای متابولیسم پایه در زنان كمتر از مردان است. - با فعالیت بدنی مداوم متابولیسم پایه 5 تا 10 درصد كاهش می یابد. - در مدت خواب متابولیسم پایه كاهش می یابد. - مواد محرك ( كافئین)، عوامل فیزیكی یا روانی و هورمون ها ( آدرنالین و ترشحات غده تیروئید) بطور قابل توجهی( تا 50 درصد و بیشتر) موجب افزایش متابولیسم پایه می گردند( كشیدن یك نخ سیگار، متابولیسم پایه را 20% افزایش می دهد) - در برخی حالات مانند نگرانی یا تب متابولیسم پایه بالا می رود( برای مثال به ازاء هر درجه سانتی گراد افزایش دمای بدن متابولیسم پایه 7% افزایش می یابد). حفظ حرارت بدنعمر یك سلول در بدن انسان نمی تواند طولانی باشد مگر در درجه حرارت 42-35 درجه سانتی گراد، گاهی ورزشكاران ناگزیر به زندگی و اقامت در هوای سرد( كوه نوردی، اسكی...) یا هوای گرم( ورزش های تابستانی) هستند كه در شرایط فوق می بایستی بدن با گرما و یا سرما مبارزه كند ، در این شرایط میزان انرژی مصرفی او تغییر می كند. * مبارزه با گرما: از طریق تبخیر و انتقال گرمای بدن به محیط امكان پذیر می شود. یك لیتر عرق 580 كیلوكالری انرژی از بدن دفع می كند. * مبارزه با سرما: تعیین دقیق میزان نیاز به انرژی در دماهای متفاوت مشگل است. ولیكن بر اساس نظریه جانسون و كارك هنگامی كه درجه حرارت محیط نسبت به متوسط درجه حرارت طبیعی "10مثبت و منفی" درجه تغییر كند، نیاز به انرژی برای حفظ حرارت بدن 5 درصد افزایش یا كاهش می یابد. رشدنیاز به انرژی برای رشد در كودكان و نوجوانان از اهمیت زیادی برخوردار است. زیرا این انرژی صرف ساخته شدن بافت های جدید می شود.نیاز به انرژی در نوجوانان 50 درصد بیشتر از افراد بزرگسال برآورد می گردد كه باید در تنظیم رژیم برای نوجوانان ورزشكار در نظر گرفته شود. عمل محرك ویژه غذاسوختن مواد مغذی در بدن خود نیاز به انرژی دارد كه میزان آن بستگی دارد به : - كار مكانیكی لوله گوارش - ماهیت ماده مغذی وارد شده به دستگاه گوارش كه به نام عمل محرك ویژه مواد مغذی مشهور است. عمل محرك ویژه برای پروتئین ها 30%، چربی ها 12% و كربوهیدرات كمتر از همه یعنی 6/5 می باشد. ![]() كار و فعالیتورزشكاران باید توجه داشته باشند كه به تبع نوع ورزش، میزان فعالیت، تعداد دفعات انجام ورزش به مقدار خاصی انرژی نیاز دارند . در" موتور بدن انسان " راندمان تبدیل انرژی به كار 25% است. به عبارت دیگر از هر 4 كیلو كالری انرژی كه به بدن می رسد یك كیلوكالری آن به كار تبدیل و 3 كیلوكالری دیگر برای گرم نگاه داشتن بدن مصرف می شود. طبق پیشنهاد كریسترو روپینگ با درنظر گرفتن نوع فعالیت ورزشی، افزایش انرژی مورد نیاز بر حسب كیلوكالری در ساعت به شرح زیر می باشد: دو میدانی :1- سرعت 1500 2- نیمه استقامت 930 3- استقامت 750 4- ماراتون700 پرتاب وزنه یا دیسك 460 پرش ها 400 دوچرخه سواری :1- روی پیست 220 2- همراه با مربی 350 3- روی جاده 360 4- روی جاده در مقابل باد600 5 - با سرعت 700 6- استقامت 450 پرش با نیزه 500 اسكی :1- استقامت 750 2- سرعت 960 پاتیناژ:1- نمایشی 600 2- سرعت 720 تنیس :1- انفرادی 800 2- دونفره 350 بسكتبال 600 كشتی 900 بوكس 600 وزنه برداری 450 شمشیربازی 600 هندبال 500 راگبی 500 فوتبال400 واترپلو600 پینگ پونگ 360 قایق رانی 600 اسكیت 600 بدمینتون 450 كوهنوردی 600 جودو و كاراته 780 پیاده روی در جاده 360 در برف(5 كیلو متر در ساعت) 900 بالا رفتن از تپه 720 تمام این اعداد تقریبی بوده و متوسط نیاز به انرژی را نشان می دهند چون شدت فعالیت باعث تغییر در میزان انرژی مصرفی می شود. اما بطور كل می توانیم فرض كنیم كه: - درفعالیت های سبك یا در فاصله بین دو رقابت، نیاز به انرژی در ساعت 75 تا 100 كیلو كالری است. - در فعالیت های متوسط( به عنوان مثال، هنگام تمرین) نیاز به انرژی 100 تا 300 كیلوكالری می باشد. - در فعالیت های سنگین( رقابتهای سنگین: مانند واترپلو، اسكی) نیاز به انرژی بیش از 500 كیلوكالری است. اصولاً هر نوع فعالیت ورزشی كه انجام گیرد نیاز به نیروی ماهیچه ای دارد( چه ورزش های استقامتی، چه قدرتی و سرعتی). بنابراین لازم است كه ماهیچه ها به خوبی تمرین داشته ونیروی لازم برای این اعمال به آن ها برسد به دنبال ورزش، بسیاری اعمال فیزیكی و شیمیایی پیچیده در بدن انجام می شود و برای انجام هر كدام از این تغییرات، انرژی كافی و مواد مغذی لازم است. برای مثال یك دونده ماران با ركورد 2 ساعت و 10 دقیقه، بین 50 تا 60 هزار گام در طی مسابقه خود، بدون یك لحظه استراحت برمی دارد و مسلم است كه انرژی مورد نیاز برای این فعالیت، از بدن و ذخیره موجود در آن، فراهم می شود ولی آیا میدانید این انرژی چگونه در بدن تأمین می شود؟ شما دوست ورزشكار برای محاسبه انرژی مورد نیازتان ابتدا وزن معمولتان را با كم كردن عدد 100 از قدتان به دست آورید: وزن معمول بدن( به كیلوگرم)= 100- قد به سانتی متر. برای یافتن وزن ایده آل باید 10 تا 15 درصد از این عدد، كم كرد: وزن ایده آل =(15 یا 16 درصد ضرب در وزن معمول)- وزن معمول . به طور مثال مردی با قد 180 سانتی متر، باید دارای وزن معمولی 80 و وزن ایده آل 72 كیلوگرم باشد. وبرای به دست آوردن كالری مورد نیاز روزانه، وزن معمول یا عادی به دست آمده را بر حسب فعالیت روزانه در اعداد 32، 37، 40 یا 50 ضرب می كنیم. 1- كالری مورد نیاز افراد با كار سبك( فعالیت روزانه)= 32 ضربدر وزن عادی. 2- كالری مورد نیاز افراد با فعالیت متوسط( ورزش های متوسط) =37 ضربدر وزن عادی. 3- كالری مورد نیاز افراد با فعالیت سنگین( كار بدنی زیاد و ورزش سنگین و حرفه ای) =40-50 ضربدر وزن عادی. به طور مثال فردی با وزن معمول 80 كیلوگرم با كار سنگین و ورزش روزانه سنگین و حرفه ای، نیاز او به كالری عبارت است از: كیلوكالری 4000=50 ضربدر 80. 3200=40 ضربدر 80. یعنی 3200 تا 4000 كیلوكالری انرژی برای تأمین نیاز روازنه او لازم است. در بعضی كتاب ها، از ژول به جای كیلو كالری صحبت می شود. برای محاسبه ژول، كیلو كالری را در عدد 2/4 ضرب كنید تا عدد ژول به دست آید، به طور مثال ژول 16800=2/4 ضربدر 4000 كیلوكالری. پس شما برای محاسبه انرژی مورد نیازتان آموختید چگونه وزن مناسبتان را محاسبه كنید و انرژی فعالیت روزانه را بر اساس آن بدست آورید و انرژی صرف شده در ورزش را به آن اضافه كنید. در مطلب بعد در مورد درشت مغذی ها ونسبت مناسب آنها برای ورزشكاران رشته های مختلف صحبت خواهیم كرد. قبل از شنا نباید غذا خورد!![]() شاید شما هم شنیده باشید که مادرها به بچههایشان میگویند تا نیم ساعت(یا یک ساعت) بعد از غذا خوردن نباید شنا کرد.اما دلیل این توصیه چیست؟ ظاهرا هیچکس دقیقا علت این توصیه را نمیداند. واضح ترین توضیح در این مورد این است که:افرادی که بلافاصله بعد از غذا خوردن شنا می کنند، بیشتر دچار درد یا گرفتگی(کرامپ) شکمی غیرقابل کنترل میشوند که ممکن است باعث غرقشدن آنها شود. با اینکه ممکن است چنین دردهایی، شناگران یا هرکس دیگری را که فعالیت جسمی انجام میدهد، گرفتار کند، اما بسیار بعید است که فرد را در معرض خطر غرق شدن قرار دهد. مسئله عجیب دیگر نیم یا یک ساعت زمان تاخیری است که در این مورد ذکر میشود: یعنی غذا تا نیم ساعت به صورتی خطرناک هضمنشده باقی میماند و بعد از این مدت، ناگهان بی خطرمیشود؟! از لحاظ پزشکی دلیل خاصی وجود ندارد که پس از غذاخوردن شنا نکنید. البته شاید این گفته در صورتی درست باشد که حسابی شکمی از عزا درآورده باشید(زیاد غذا خورده باشید)، اما در چنین حالتی بهتر است نه تنها شنا، بلکه هیچ ورزش دیگری را هم انجام ندهید. تغذیه قبل از ورزش ![]() یك تغذیه درست ورزشی را تغذیهای می دانند كه باعث تأمین انرژی مورد نیاز بدن در حین انجام فعالیت بدنی شود. هنگامی كه در نظر دارید، تمرینهای ورزشی تان را بعد از ظهر انجام دهید، باید صبحانه و ناهار را به طور كامل نخورید و غذای بعد از انجام تمرین را به میزان مختصر و سبك تری میل نمایید. برای مثال مقدار مختصری سیب زمینی بخارپز به همراه صبحانه ای شامل تخم مرغ، پنیر، چند برش نان، مختصری كره و ... می تواند انرژی لازم برای یك روز شما را تأمین كند. توصیه می شود غذایی را انتخاب كنید كه به كندی انرژی آزاد نماید (مانند خوراكیهای سبوسدار، شیر كم چربی و آب پرتقال). چنانچه در ساعات وسط روز یعنی ظهر تمرین می كنید، حتماً باید یك غذای مقوی بعد از انجام تمرین میل نمایید. توصیه می شود جیره غذایی را به دفعات و به مقدار كم مصرف كنید. كارشناسان غذایی می گویند مقوی ترین جیره غذایی برای تأمین و تكمیل سوخت عضلانی، خوردن كربوهیدراتها یعنی مواد قندی یك ساعت قبل از شروع تمرینهای ورزشی سخت و شدید می باشد. در پارهای از مواقع ممكن است درحین ورزش كردن، احساسی شبیه به بی حالی به شما دست دهد، در این صورت بهتر است قبل از ورزش از آن دسته از مواد غذایی استفاده نمایید كه نیرو و انرژی فوری را برای شما تأمین نمایند؛ مانند: نان، انواع شیرینیها، شكلات، كلوچهها، موز، عسل، قهوه و ... . تا زمانی كه جیره غذایی درست و سالم را مطابق نیاز بدنتان مصرف می كنید، مطمئن باشید كه به وزن بدن شما حتی یك گرم هم افزوده نخواهد شد. تا زمانی كه بدنتان می تواند همه مواد غذایی نظیر میوهها، سبزیها، حبوبات و... را به طور كامل جذب و هضم نماید، نیازی به مواد غذایی مكمل نظیر ویتامینهای اضافی یا داروهای نیروزا ندارید. هنگامی كه جیره غذایی شما در مقایسه با میزان فعالیتهای بدنی شما نسبتاً كم باشد، آنگاه می توانید با صلاح دید و مشورت متخصص تغذیه از قرصهای ویتامین و سایر تجویزها استفاده نمایید. چنانچه قرصهای ویتامین بیش از اندازه مصرف شوند، ممكن است مانع جذب سایر ویتامینها در بدن شوند. در ضمن، بعضی ویتامینها و مواد معدنی به آسانی توسط آب، نور، حرارت یا هوا از بین می روند، پس بهتر است تا می توانید از غذاهای تازه استفاده كنید. فایده نوشیدن شیر پس از ورزشپژوهشگران كانادایی اعلام كردند نوشیدن دو لیوان شیر پس از ورزش، به سوزاندن بیشتر چربی و افزایش حجم ماهیچه ای كمك می كند. ![]() محققان دانشگاه مك مستر در همیلتون ایالت اونتاریو، 56 مرد 18 تا 30 سال را طی یك دوره 12 هفته ای بررسی كردند. برای این افراد برنامه ورزشی بلند كردن وزنه، طی پنج روز در هفته ارایه شد. شركت كنندگان در این مطالعه به سه گروه تقسیم شدند: گروه اول) پس از ورزش، دو لیوان شیر كم چربی مصرف كردند. گروه دوم) پس از ورزش، نوشیدنی سویا (با همان میزان پروتئین و انرژی موجود در شیر) مصرف كردند. گروه سوم) پس از ورزش، نوشیدنی كربوهیدراتی مصرف كردند. بعد از 12 هفته معلوم شد گروهی كه شیر نوشیده بودند، حدود یك كیلوگرم چربی و گروهی كه كربوهیدرات مصرف كرده بودند، نیم كیلوگرم چربی از دست داده بودند. این در حالی است آنهایی كه نوشیدنی سویا خورده بودند، چربی از دست نداده بودند. در عین حال گروهی كه شیر نوشیده بودند، در مقایسه با آنهایی كه سویا مصرف كرده بودند 40 درصد یا 1135 گرم به حجم ماهیچه ای خود افزوده بودند. علاوه بر این گروهی که شیر مصرف کرده بودند، 36 درصد یا 1500 گرم حجم ماهیچه ای بیشتر نسبت به گروه مصرف کننده نوشیدنی كربوهیدرات پیدا کرده بودند. چگونه می توان عضلانی و نیرومند شد ؟![]() آیا دوست دارید قوی شوید؟ می توانید با بلند کردن وزنه این کار را انجام دهید که بهتر است سه بار در هفته تمرینات وزنه برداری صورت بگیرد. در هر بار تمرین سعی کنید سنگین ترین وزنه ای را که به راحتی می توانید 10 بار پشت سر هم ، بدون رسیدن آسیب به شما آن را بالا و پایین ببرید، بلند کنید. وقتی بلند کردن یک وزنه به مرور برای شما راحت شد ( یعنی احساس نمی کردید سنگین است )، وزنه سنگین تری را برای تمرین های بعدی انتخاب کنید. در طی 5 ماه بایستی قدرت بدنی شما افزایش یابد و عضلانی شوید. شما برای دستیابی به عضلات حجیم تر و پرزورتر، تعداد دفعات تمرینات ورزشی را افزایش می دهید یا سنگینی وزنه را؟ در یک بررسی تعدادی وزنه بردار تفریحی ( یعنی حرفه ای نبوده اند ) را به دو گروه تقسیم کردند. افزایش سنگینی وزنه باعث افزایش حجم و قدرت عضلات می شود، نه افزایش تمرینات ورزشی. گروه اول هر بار چندین نوع تمرین وزنه برداری را انجام می دادند یعنی ورزش بیشتر، ولی وزنه آنها ثابت بود و سنگینی آن افزایش نمی یافت. گروه دوم هر بار یک نوع تمرین وزنه برداری را انجام می دادند ، ولی سنگینی وزنه خود را به مرور افزایش می دادند. هر دو گروه هم سه بار در هفته تمرین می کردند. بعد از مدتی مشاهده شد که گروه دوم دارای عضلاتی قوی تر بودند. پس افزایش سنگینی وزنه باعث افزایش حجم و قدرت عضلات می شود، نه افزایش تمرینات ورزشی. ورزش بیشتر باعث قوی و عضلانی شدن شما نمی شود. اگر اینطور بود، دوندگان ماراتون بایستی از تمام ورزشکاران،عضلانی تر بودند زیرا مدت ورزش آنها زیاد است ، ولی اینگونه نیست. بلکه تنها راه افزایش حجم و قدرت عضلات این است که در حالت انقباض، باعث کشش آنها شوید یعنی افزایش سنگینی وزنه. وقتی سعی می کنید وزنه سنگینی را بلند کنید، عضلات شما قبل از بلند شدن وزنه از زمین، کشیده می شوند. هر چقدر کشش عضلات بیشتر باشد، آسیب وارده به تارهای عضلانی بیشتر می شود. بعد از چند روز این آسیب ، بهبود می یابد و شما عضلاتی قوی تر خواهید داشت. نتایج این بررسی نشان می دهد هر چقدر وزنه های سنگین تری را بلند کنید، عضلانی تر و قوی تر خواهید شد و فقط با تمرین بیشتر ( وزنه ی ثابت ) نمی توان به این هدف رسید. اگر خیلی ورزش کنید، خسته می شوید و نمی توانید وزنه های سنگین تری را بلند کنید ، بنابراین عضلات شما هم افزایش حجم پیدا نخواهند کرد.نیاز به آب و املاح در ورزشكاران![]() ارزیابی نیاز نرمال به آبدریافت آب برای حیات لازم است و حتی ضروری تر از انرژی است، زیرا اگر بدن قادر است بدون دریافت غذا چندین هفته زنده بماند ، بدون دریافت آب نمی تواند بیش از چند روز به زندگی ادامه دهد.« ونسان» عقیده دارد: پیری و چروكیدگی ناشی از هدر رفتن آب یك بدن جوان است. بدن نوزادان دارای 85 درصد آب است، در صورتی كه در تركیب بدن یك فرد پیر حداكثر 60 درصد آب وجود دارد. نیاز به آب دائمی بوده و با مقدار آبی كه بدن از دست می دهد متناسب است. از طرف دیگر مقدار آب مورد نیاز بر حسب تركیب رژیم غذایی، درجه حرارت محیط، كار عضلانی و ... تغییر می كند. با افزایش فعالیت ورزشكار آب هدر رفته از بدن او بیشتر شده در نتیجه نیاز او به آب نیز افزایش می یابد. پس سن ورزشكار، میزان فعالیت او، درجه حرارت محیط، نوع غذایی كه خورده است و بسیاری از عوامل دیگر بر نیاز او به آب مؤثر است كه اگر تأمین نشود، خصوصاً در طول مسابقه، اثرات سوئی بر كیفیت عملكرد ورزشكار دارد. برای تعیین میزان نیاز به آب در شرایط طبیعی، بدون در نظر گرفتن گردش و دفع آب ناشی از فعالیت ورزشی سنگین، می توان فرمولcc 1=1 كیلو كالری ( به ازای هر كیلو كالری دریافتی نیاز به یك سانتیمتر مكعب است) را به عنوان نیاز منطقی پذیرفت. یا می توان گفت كه وقتی رژیم غذایی تأمین كننده 3500 كیلو كالری انرژی باشد نیاز به آبcc3500 است. به طور كلی، آنچه مطرح می باشد این است كه تنها دریافت آب نباید در نظر گرفته شود بلكه آنچه باید مورد توجه باشد دفع آب است زیرا باید به اندازه كافی آب نوشید تا برای حداقل 5/1 لیتر دفع ادراری در روز كافی باشد. تا كلیه ها به راحتی مواد زائد را دفع كنند. یك راه ساده برای تامین آب بدن ورزشكار این است كه قبل و پس از مسابقه او را وزن كنیم و به ازاء هر نیم كیلو كاهش وزن دو لیوان نوشیدنی به او بدهیم.بهتر است بجای آب ساده، آب میوه تازه و خنك با مقدار خیلی كم نمك افزوده(آب پرتقال یا آب گوجه فرنگی با كمی نمك) در اختیارش قرار گیرد چون آب خنك سریعتر جذب شده و به علاوه ویتامینC از دست رفته سدیم و كلر هم تامین می شود. دریافت آب و فعالیت:- فعالیت های عضلانی با از دست دادن آب برای تنظیم درجه حرارت بدن همراه است و هر چه فعالیت سنگین تر و طولانی تر باشد مقدار اتلاف آب بیشتر است. - فعالیت عظلانی با تغییرات همودینامیك (افزایش جریان خون و افزایش فشار خون) كه در نتیجه آن حجم پلاسما 15 تا 20 درصد كاهش می یابد همراه است. كاهش زیاد آب بدن موجب كاهش توان كار بدن می شود (از دست دادن 2 درصد مایع، معادل 5/1 لیتر برای یك فرد 70 كیلوگرمی، موجب كاهش 20 درصد، و از دست دادن 4 درصد مایع موجب كاهش 40 درصد توان كاری است) بنابراین لازم است یك «سیاست آب» برقرار نماییم، به نحوی كه به افراد عادت دهیم قبل از تشنگی آب بنوشند ( زیرا تشنگی یك علامت تأخیری كمبود آب است) تا به منظور جلوگیری از كاهش آب بدن حتی الامكان ذخیره كافی آب در بدن موجود باشد. بر اساس تجربیاتی كه در سالهای اخیر انجام شده، می توانیم توصیه كنیم كهدر مدت سه ساعت قبل از شروع فعالیت، در درجه حرارت معمولی 500 تا 750 میلی لیتر آب به تدریج نوشیده شود تا موجب سوء هضم نشود. با وجود این توصیه می گردد كه از نیم ساعت قبل از شروع فعالیت مسابقاتی یا تمرینی مایعات نوشیده نشود. ![]() آشامیدنی هاالف) آب: تنها آشامیدنی واقعاً لازم است. سایر نوشیدنیها نیز تأمین كننده آب به نحوی است كه برای مصرف كننده دلپذیرتر باشد. آب آشامیدنی باید خنك، صاف، شفاف، بی بو و دارای اكسیژن (كیفیت لازم برای هضم خوب) و كمی املاح باشد. آب نباید مواد سمی یا میكرب داشته باشد.قبل از استفاده از آب چشمه یا چاه باید آب مورد آزمایش قرار گیرد.برای بهبود طعم آبهایی كه طعم نامطلوب دارند می توان اقدامات زیر را انجام داد: - خنك كردن آب؛ - افزودن آب میوه های اسیدی (لیمو)؛ - افزودن شربت ها - افزودن آب میوه های تغلیظ شده (انگور، سیب). ب) آب های معدنی: كیفیت طعم آنها اغلب بهتر از آب شهرهاست. اما تمام آنها ویژگی های آب آشامیدنی را ندارند.* آبهای گازدار و آبهای دارای مقادیر زیاد املاح: این آبهای دارای خصوصیات و اثر دارویی غیرقابل چشم پوشی هستند، آنها را نباید مانند آب معمولی استفاده كرد. نوشیدن آنها فقط در شرایط خاص مجاز است. با وجود این خواهیم دید كه بعد از فعالیت بدنی زیاد، این نوع آبها برای جبران ذخایر قلیایی بدن و از بین بردن اسیدوز ایجاد شده به دلیل خستگی استفاده می شوند.ج) آشامیدنی های شور؛ سوپ ها و آش ها:با سبزی های تازه تهیه می شوند. از نظر تأمین انرژی اهمیتی ندارند بلكه به سبب تأمین آب و املاح (به عنوان مثال پتاسیم و سدیم) با ارزش هستند.خوردن سوپ در ابتدای غذا یك عات غذایی پسندیده است كه نباید تغییر كند. در دوران مسابقات نباید این نوع سوپ ها را با آش گوشت و سوپ های ماهی كه جایگزین كرد. ![]() د) دم كردنی ها:از ریختن آب جوش روی برگها، گلها یا دانه ها به دست می آیند كه باعث معطر شدن آب می شوند. در بین آنها چای و قهوه خصوصیات مهمی دارند: - قهوه: ماده اصلی آن كافئین است كه روی سیستم عصبی اثر محرك دارد. بنابراین باید از افراط در نوشیدن آن خودداری كرد. با علم به اینكه مقدار كم آن بعد از غذا به هضم غذا و به تولید ادرار كمك می كند. قهوه عربی؛ قهوه ملایمی است نسبت به قهوه روبوستا مقدار كمتری كافئین دارد. - چای: تقریباً خصوصایت قهوه را دارد اما به نسبت كمتر، چای را می توان بیشتر از قهوه مصرف كرد. م) شیر: برای تعادل تغذیه ای ضروری است و به حالت طبیعی و یا با افزودن شكر یا عسل می توان استفاده كرد. شیر یك نوشابه مطلوب و قابل هضم است كه با درجه حرارت معمولی (نه سرد و نه گرم) هضم آسان تری دارد. ه) آب میوه ها:دارای همان خصوصیات میوه ها هستند. یادآوری كنیم كه باقیمانده قلیایی دارند و بدین ترتیب برای از بین بردن اسیدوز ناشی از خستگی مناسب می باشند. نباید آنها را با «نوشابه های دارای طعم میوه» كه حاوی مقادیر جزئی آب میوه و مقادیر زیادی آب هستند اشتباه كرد. و) نوشابه های گاز دار:به هیچ وجه نباید با آب میوه ها اشتباه شوند چون نه دارای ارزش املاح و نه ارزش ویتامینی هستند. دو عیب عمده دارند:- مقدار زیادی شكر دارند كه به رژیم غذایی معمولی و كافی ورزشكار اضافه می شود. - گاز كربنیك آن می تواند موجب اختلال در هضم غذا شود. املاحموجودات زنده برای ادامه حیات نیاز به حدود 20 عنصر معدنی دارند كه بعضی از آنها به مقادیر ناچیزی لازمند. تمام این عناصر توسط غذاها تأمین می شوند. حتی هنگامی كه رژیم نامتعادل باشد، كمبود مطلق نادر است، اما كمبود نسبی فراوان است. عناصر معدنی اعمال متعددی انجام می دهند: - از اجزای سازنده مهم سلول اند. - در تركیب موادی كه در تنفس نقش دارند (هموگلوبین، میوگلوبین و سیتوكرومها) و بعضی از سیستمهای آنزیمی وجود دارند. - در تنظیم قابلیت نفوذ غشاها و جداره های موئینه نقش دارند. - در ساختمان اسكلت وارد می شوند، مخصوصاً كلسیم و فسفر كه به استخوان ها استحكام می بخشند. - در تعادل یونی بین سدیم، كلسیم، پتاسیم و منیزیم ( در تمام اعمال سلولی) و تنظیم تحریك پذیری عصبی و عضلانی نقش دارند. - فشار اسمزی و تعادل اسید و باز بدن را حفظ می كنند. - در تنظیم متابولیسم آب و حجم خون مداخله می كنند. ![]() مطالعه جداگانه این سه عنصر مشكل است زیرا متابولیسم آنها شدیداً بهم وابسته می باشد. در حقیقت این عناصر تنظیم كننده مقدار و توزیع نرمال آب در بدن هستند و تنظیم كننده انقباضات عضلانی منظم هم در عضلات اسكلتی و هم در قلب هستند. از این رو تعادل این سه عنصر در یك ورزشكار حرفه ای بسیار مهم است. سدیم و كلر در مایع خارج سلولی و پتاسیم در مایع درون سلولی وجود دارند. موازنه پتاسیمپتاسیم از طریق مصرف تعداد زیادی مواد غذایی گیاهی (میوه ها، حبوبات، مغزها و بعضی از سبزیهای سبز) و شیر (3 تا 5 گرم در روز) تأمین می شود. آشامیدنی ها روزانه 5/0 گرم پتاسیم وارد بدن می كنند و كمبود آن موجب اختلال در انقباض عضلات صاف یا مخطط و تغییرات الكترو كاردیوگرام می شود. مثلاً تغییر نمودار قلبی نشان دهنده ی كاهش پتاسیم در حین فعالیت شدید است كه با جبران پتاسیم قلب به حالت اولیه باز می گردد. حفظ ذخیره مطلوب پتاسیم یك عامل خوب برای توانایی عضلات است. در حالت كاهش قند خون، دادن همزمان پتاسیم و گلوكز خیلی سریع تر باعث بهبودی می شود. دریافت پتاسیم بعد از انجام مسابقات باعث افزایش ادرار شده و به دفع متابولیت ها كه موجب خستگی می شوند كمك می نماید. در هر حال توجه داشته باشیم كه فعالیت عضلانی وقتی كه سنگین و در گرما باشد، موجب تهی شدن پتاسیم بدن می گردد كه با كاهش پتاسیم خون مشخص می شود. بنابراین باید قبل از فعالیت فرصت را مغتنم شمرده و به ذخیره سازی پتاسیم پرداخت تا در طول فعالیت قابل استفاده باشد. برای این كار باید میوه های تازه و خشك، سبزیهای سبز، لبنیات، جعفری و شكلات مصرف شود. و یك درمان دارویی این است كه قبل از مسابقه و یا در زمان استراحت بین مسابقه 5/0 تا 1 گرم گلوكرونات پتاسیم مصرف شود. ![]() در هوای گرم و مخصوصاً مرطوب، هنگامی كه از فصل سرد به فصل گرم می رویم ، در فعالیت طولانی یا در شروع تمرینات، دریافت نمك بیشتری لازم است، كه می توان با صرف سوپ سبزیها آن را تأمین كرد. به منظور جلوگیری از عوارض كاهش سدیم بدن (گرفتگی عضلات، ناآرامی ضعف در اعمال بدن، غش، بی خوابی و گاهی تب) هنگام فعالیت به مكمل نمك طعام نیاز است. مصرف این مقدار نمك طعام تغییرات كلر خون، كه همان مشكلات كاهش سدیم را به همراه دارد را نیز اصلاح می نماید. منیزیممنیزیم همراه با كلسیم ایجاد كننده جاذبه بین مولكول های پروتئینی درون سلولی هستند و در سیستمهای متعدد آنزیمی شركت دارند.اغلب بررسی های تغذیه ای انجام شده در سال های اخیر كمبود منیزیم در ورزشكاران را نشان می دهند. - از نظر كلینیكی تمام محققان روی اثری كه كمبود منیزیم بر ایجاد نا آرامی، خستگی و تشنج عضلات صاف و مخطط دارد توافق دارند. - از نظر تجربی پایین بودن منیزیم خون ممكن است موجب گرفتگی عضلات شود. ورزشكاران باید سعی كنند با مصرف مواد غنی از منیزیم روزانه 8 تا 10 میلی گرم دریافت كنند. متأسفانه این مواد غذایی اغلب دیر هضم (مغزها، شكلات و مواد غذایی نشاسته ای) هستند. باید سعی نمود مواد غذایی را كه از غلات تهیه می شوند، مخصوصاً نان را توصیه كرد. ![]() كاهش كلسیم خون از مقدار مشخصی منجر به تشنج و تتانی می گردد. طبق تجربیات ما، ورزش سنگین سبب تعادل منفی كلسیم حتی در افرادی كه دارای رژیم غذایی متعادل كلسیم و فسفر هستند می شود. افرادی كه غذای آنها فاقد لبنیات است، كلسیم كافی دریافت نمی كنند. این تعادل منفی هنگام فعالیت تشدید شده و موجب نارسایی عضلات می شود. در نتیجه لازم است مواد غذایی غنی از كلسیم را بشناسیم: - شیر (1200 میلی گرم در لیتر)؛ - پنیرها (100 تا 800 میلی گرم در 100 گرم)؛ - سبزیهای سبز 35 تا 100 میلی گرم در 100 گرم برگ ها، 5/ 1 تا 50 میلی گرم در 100 گرم ریشه ها)؛ - میوه های تازه (20 تا 50 میلی گرم در 100 گرم) و میوه های خشك (60 تا 200 میلی گرم در 100 گرم)؛ عملاً در صورتی كه شیر و پنیر مصرف نشود نمی توان مقدار كافی كلسیم دریافت كرد. بعضی از مواد مانع جذب كلسیم می شود (اسید فیتیك كه در سبوس غلات وجود دارد، اسید اگزالیك كه در اسفناج و ریواس وجود دارد) و بعضی از مواد موجب تسریع در جذب كلسیم می شوند (سیترات و لاكتات). ![]() آهن و مس (با اهمیت كمتر) از عناصر ضروری برای حیات هستند. آهن نقش مهمی در عمل تنفس دارد. در ساختمان هموگلوبین وارد می شود و برای حمل اكسیژن به كار می رود. مقدار آهن توصیه شده روزانه 15 میلی گرم است كه معمولاً توسط غذاها تأمین می شود. بهترین منابع غذایی آهن: جگر، شكلات، گوشت، پسته، حبوبات، میوه های خشك، برگهای سبز، غلات و تخم مرغ است. آهن هِم (آهن آلی) موجود درگوشت و جگر جذب خیلی خوبی دارد. در بعضی از شرایط تمرینات، كه بدن به حجم زیادی خون برای گردش در توده عضلانی نیاز دارد، یا در فعالیت بدنی كوهنوردی كه نیاز به دریافت هوای بیشتری است، ممكن است كمبود آهن پیش آید. حتی، گاهی در بعضی از زنان در هنگام قاعدگی كاهش آهن خون مخفی ایجاد می شود كه می تواند برای قدرت بدنی مضر باشد و بنابراین باید آن را اصلاح كرد. رژیمهای غذایی دارای كربوهیدرات زیاد و پروتئین كم كه در حال حاضر برای دوندگان دو استقامت تجویز می گردد. مطمئناً در ایجاد كم خونی در این افراد سهم مهمی دارد. با مطالعه این مطلب اهمیت آب و املاح رابرای تامین سلامت و قوای كافی ورزشكار دریافتید ودر مطلب آینده در مورد ویتامین ها صحبت خواهیم كرد.
تمرکز حواس در کلاس:
يکي از شايع ترين مشکلها، عدم تمرکز حواس در کلاسهاي درس، جلسات سخنراني، سمينارها و کنفرانس هاست. بيشتر افراد با آن که با اشتياق فراوان و تمرکز خوب سر جلسه حاضر مي شوند و به سخنران يا مدرس گوش مي سپارند، پس از چند دقيقه حواسشان پرت مي شود و وقتي به خود مي آيند، مي بينند که دقايقي چند گذشته و در اين مدت کاملاً در جاي ديگري بوده اند. شايد در يک جلسه دو ساعته، شما چهل دقيقه با تمرکز عالي به جذب مشغول باشيد و هشتاد دقيقه ديگر را به طور پراکنده مشغول افکار ذهني خودتان باشيد. اگر شما بتوانيد در همان کلاس، تمامي مطالب را بگيريد، خود باعث مي شود که حجم عمده اي از فعاليت مطالعه شما در منزل کاسته شود. شايد تا به حال با افرادي برخورد کرده باشيد که فقط در کلاس حضور مي يابند و بسيار کم در منزل مطالعه مي کنند. معمولاً شما در اين حالت به خود و اطرافيان خود مي گوييد: نمي دانم چرا با اين که من ساعتها در منزل درس مي خوانم يک دهم آن را هم نمي خواند، هميشه نمره هاي من از او کمتر است. شما بايد توجه داشته باشيد که مدت زمان مطالعه شما مطلقاً مهم نيست بلکه زمان مطالعه مفيد و متمرکز شماست که مهم است. بسياري از اوقات شما ساعتها کتاب به دست داريد و مشغول مطالعه ايد اما زمان مطالعه متمرکز و مفيد شما از يک ساعت بيشتر تجاوز نمي کند. علاوه بر اين، درصد مهم و عمده اي از يادگيري در کلاس درس صورت مي گيرد. شايد خودتان تجربه کرده باشيد که آموختن درسي که زمان تدريس آن، شما در کلاس حاضر نبوده ايد، چقدر دشوار است. اما حضور در کلاس از نظر فيزيکي چندان مهم نيست بلکه شما بايد حضور مؤثر و متمرکزي در کلاس داشته باشيد. ما هم اکنون مي خواهيم تکنيکهايي را ارائه دهيم که شما با عمل کردن به آنها و فقط با عمل کردن به آنها بتوانيد دانش آموز و دانشجويي فعال و درگير باشيد.
تکنيکهاي حضور فعال در کلاس 1.همراهي با مدرس: بسيار مهم است که خودتان را با سرعت، نحوه و شيوه تدريس معلم يا استاد خود هماهنگ سازيد و با او حرکت کنيد. هم شتاب بيش از مدرس داشتن ذهن را آشفته و مغشوش مي کند و هم سرعت کند شما و عقب ماندن از او. هماهنگ نبودن با سرعت و روش و بيان مدرس، شما را او جذب مطالب بعدي محروم مي کند. آنچه که در همراهي با مدرس مهم است، در وهله اول، خوب شنيدن است. اغلب شما با آنکه صداي معلم را به وضوح نمي شنويد يا گفتار سخنران را متوجه نمي شويد از اين که از او بخواهيد درباره آن مطلب را رساتر و واضح تر بيان کند، واهمه داريد. گاهي صداي سخنران به انتهاي کلاس نمي رود، گاهي تند و گذرا صحبت مي کند گاهي صحبتش نامفهوم است و برخي اوقات نيز به مطلبي در گذشته استناد مي کند که شما از آن هيچ اطلاعي نداريد. يادتان باشد شما براي اين به کلاس يا جلسه سخنراني آمده ايد که مطلبي را فرا بگيريد و معلم هم دقيقاً همين را مي خواهد. بنابراين اگر کوچکترين ابهام يا عدم وضوحي را در مطلب يا صداي معلم احساس کرديد، بايد شهامت از او بخواهيد که مطلب را دوباره بگويد.
سؤال کردن از معلم گناه نيست و نبايد احساس گناهي را هم به دنبال داشته باشد. به ويژه دانش آموزان دوره ابتدايي خيلي از سؤال کردن بيم دارند. بسياري از وقتها پيش مي آيد که مثلاً معلم تکليفي را به بچه ها مي گويد که براي فردا انجام دهند و دانش آموز درست متوجه اين تکليف نمي شود، با وجود اين چون مي ترسد که سؤال کند، چيزي نمي گويد و چه بسا که فردا به خاطر انجام ندادن آن تکليف مؤاخذه و تنبيه شود.
دوباره تأکيد مي کنيم که اگر نکته اي را متوجه نشديد يا نشنيديد، حتماً بپرسيد چه بسا که آن نکته کليدي بوده، تمام درس آن روز وابسته به همان نکته باشد.
2. شنونده اي فعال باشيد: شما بارها به اين عبارت تأکيدي برخورد کرده ايد: شنونده اي فعال باشيد، اما مفهوم اين عبارت چيست؟ يعني بايد چگونه باشيم؟ شنونده فعال چه خصوصيات و ويژگيهايي دارد؟ بهترين و مؤثرترين راه براي اين که شما يک شنونده فعال باشيد اين است که يادداشت برداريد. چه، نياز به يادداشت برداري را سر کلاس احساس مي کنيد چه نمي کنيد، حتماً از صحبت مدرس يا سخنران، يادداشت برداريد. اما منظور ما از يادداشت برداري در اينجا با آنچه که در روش مطالعه متمرکز گفتيم فرق مي کند که اکنون به شرح آن مي پردازيم.
يادداشت برداري داخل کلاس قلم و کاغذ به دست مي گيريد و در کلاس حاضر مي شويد. يادتان هست که گفتيم شب قبل از کلاس يک مطالعه اجمالي و يک بررسي ابتدايي از درس، انجام دهيد؟ اين کار را براي کسب اطلاعات اوليه و هشياري ذهني در کلاس انجام داده ايد. اگر شما بدون هيچ مطالعه اي سر کلاس شيمي حاضر شويد، وقتي معلم مي گويد امروز درس ما هيبريداسيون است و شما هم نه از قبل درباره هيبريداسيون چيزي مي دانيد نه نگاهي اجمالي به کتاب انداخته ايد، تا چند لحظه خود را در کلاس بيگانه احساس مي کنيد. خود را کاملاً گيج مي بينيد و اين حالت، خود باعث مي شود که نسبت به اين درس بي علاقه شويد و به سرعت تمرکز حواستان را از دست بدهيد و ذهنتان را به سير در جاهاي ديگر مشغول سازيد.
درست بر عکس، اگر شما با مطالعه اوليه سر کلاس حاضر شويد، احساس خيلي خوبي در کلاس خواهيد داشت، ذهنتان مشتاق است، مي خواهيد هرچه سريعتر از راز هيبريداسيون سر در بياوريد و در نتيجه تمرکحواسي عالي پيدا مي کنيد. اهميت مطالعه اوليه را پيش از اين هم توضيح داده بوديم. حالا که شما با اين آمادگي ذهني و کنجکاوي و علاقمندي، داريد به صحبتهاي معلم گوش مي کنيد، هر نکته اي را که فرا مي گيريد يادداشت کنيد.
هم اکنون شما مي گوييد فلان معلم يا استاد به ما اصلاً اجازه يادداشت برداري نمي دهد. به شما مي گوييم که او کاملاً کار درستي مي کند. چرا که شما معمولاً به شيوه سنتي خود، "جمله" هاي معلم را يادداشت مي کنيد و نوشتن يک جمله از صحبتهاي معلم عملاً شما را از گوش دادن و درک جمله بعدي باز مي دارد. شما به هيچ عنوان نبايد جمله اي يادداشت کنيد بلکه بايد به صورت اشاره اي و مختصر از واژه هاي کليدي استفاده کنيد که چون جرقه اي تمام موضوع را به ياد شما مي آورد.
اين گونه مي توانيد همزمان با تدريس استاد، يادداشت کنيد و پشت سر هم يادداشت برداريد در حالي که نه وقت شما گرفته مي شود نه از درک مطلب بعدي باز مي مانيد و نه مدرس را ناراضي مي کنيد.
به جاي همه اينها چند کار مهم انجام دهيد: اول اين که بارذهني خود را در کلاس لحظه به لحظه تخليه مي کنيد و نکته اي را که فرا مي گيريد يادداشت مي کنيد و ذهن خود را همچنان باز و گسترده و خالي نگاه مي داريد. يعني شکل حضور شما در پايان کلاس با شروع کلاس چندان تفاوتي نمي کند.
دوم اين که چون خودتان را ملزم مي دانيد هرچه را که فرا مي گيريد به سرعت بر روي کاغذ بياوريد، ذهن شما در يک حالت آماده باش قرار مي گيرد و شما از تمرکز حواسي عالي برخودار مي شويد و کاملاً از خود مراقبت مي کنيد که چيزي را جا نيندازيد. فقط کافي است که يک بار اين عمل يادداشت برداري را به شيوه درستي که گفتيم تجربه کنيد تا ببينيد که چقدر برايتان لذت بخش است. حتي کم کم به شکل يک بازي مهيج برايتان در مي آيد. اين شيوه يادداشت برداري به صورت کمي حرفه اي تر و ماهرانه تر در خبرنگاران ديده مي شود که در مصاحبه هاي خود از گفته هاي سخنران يادداشت برداري مي کنند و سپس خود از گفته هاي سخنران يادداشت برداري مي کنند و سپس از روي آن، متن را تصحيح مي کنند و اما سومين فايده يادداشت برداري اين است که باعث مي شود شما سر کلاس خواب آلوده نشويد و چرت نزنيد به ويژه در اوقاتي که معلم يا سخنران بسيار آرام و ملايم و حتي کمي خسته کننده درس مي دهد و شيوه تدريس او براي شما درگيري ذهني لازم را ايجاد نمي کند. شما با يادداشت برداري، حضور خودتان را در کلاس مهيج تر و مؤثرتر مي کنيد.
بسيار بعيد است که کسي به اين شيوه در کلاس يادداشت برداري کند و خوابش بگيرد. شما وقتي سر کلاس خوابتان مي گيرد که ذهنتان ساکت و ساکن شود. معلم در شما درگيري ذهني ايجاد مي کند و خود به خود به اين کار مشغول مي شويد. به ويژه وقتي سخنران از نوع سخنرانان آرام و ساکن است، شما بايد يادداشت برداري را جدي تر بگيريد. نگوييد: من اين مطلب را بلدم و نيازي به يادداشت کردن ندارم. نگوييد: من همه اين مطالب را هم اکنون به حافظه ام مي سپارم و نيازي نيست که يادداشت کنم و . . .
شما مي دانيد که يکي از مهمترين اهداف يادداشت برداري در کلاس، همين زنده و هشيار بودنتان سر کلاس است. يک مانع بزرگ مطالعه اجمالي قبل از کلاس و کسب اطلاعات پيش از حضور در کلاس مي تواند يک اشکال بسيار بزرگ توليد کند و آن: رقابت با استاد است. به عبارت بهتر: به مبارزه طلبيدن استاد. به اين شکل شما ذهن خود را مدام متوجه دانسته هاي خود مي کنيد و منتظريد تا در اولين فرصت آنها را بيان کنيد و يا اين که عمداً سؤالي مي کنيد که فقط نشان دهيد مطلب را پيشاپيش مي دانيد. يادتان باشد که هدف از کسب اطلاعات اوليه فقط ايجاد يک نوع کنجکاوي و علاقمندي و تمرکز حواس است براي گوش دادن و ياد گرفتن بيشتر نه براي صحبت کردن و خودنمايي بيشتر. براي اين که ذهنتان خالي باشد اطلاعات خود را قبل از کلاس بر روي کاغذ بياوريد و بالاي آن هم بنويسيد: هدف من اين است که با گوش دادن به درس امروز، اين اطلاعات ناقص خود را کامل تر کنم. وقتي اين را مي نويسيد در خود ميل بيشتري را براي فراگيري ايجاد مي کنيد و با خود تعهد مي کنيد که سخن نگوييد. قرار است ما در کلاس، يک شنونده فعالي باشيم به يک سخنران مبارز.
به هيچ عنوان در لحظه حضورتان در کلاس، اطلاعات قبلي خود را با اطلاعات معلم مقايسه نکنيد. اين مقايسه، ذهن شما را به خود مشغول مي کند و دقايقي حواس شما را پرت مي کند. مقايسه اطلاعات خودتان با اطلاعاتي که سر کلاس از معلم مي گيريد، فقط بايد در چند دقيقه پايان کلاس و يا حتي بعد از آن صورت گيرد. اگر سر کلاس اين مقايسه را انجام دهيد اگر احساس کنيد اين دو با هم تفاوت دارند، تمرکز حواس خود را از دست مي دهيد و حواستان پرت مي شود. در حالت اول، شادي و شعف و هيجان ذهني، عامل حواس پرتي شماست و در حالت دوم، احساس متفاوت بودن دانسته هاي قبلي شما از اطلاعات معلم، ذهن شما را بر انگيخته مي کند که سؤالي کنيد و حتي شايد تمايل داشته باشيد که به نوعي دانسته هاي خودتان را توجيه کنيد که اين موجبات حواس پرتي شما را فراهم مي کند. از چه چيزهايي يادداشت برداريم؟ يادداشت برداري در کلاس، سه شاخه دارد. - شاخه اول، يادداشت برداري از نکات مهمي است که معلم مي گويد که در مورد آن توضيح داديم.
- شاخه دوم، يادداشت برداري از سؤالاتي است که به ذهنتان مي رسد. البته اگر روند کلاس آرام و طرح سؤال در طول کلاس مجاز باشد، ما توصيه مي کنيم سؤال خود را فوراً بپرسيد. اما اگر معلم بگويد به سؤالات شما در آخر کلاس پاسخ مي دهم، مطلقاً سؤال خود را رها نکنيد. حتماً آن را مختصراً در گوشه اي بنويسيد که آخر کلاس بپرسيد. اگر بگوييد: بعداً آن را مي پرسم و يادداشت نکنيد، تا پايان کلاس ذهن شما را مشغول مي کند و اين مانع فراگيري اطلاعات بعدي با تمرکز عالي مي شود. به ويژه اگر سؤالتان براي شما جالب و جذاب باشد مدام در طول کلاس به پردازش سؤالتان مشغول مي شويد و منتظريد که کلاس به پايان برسد و سؤال جالب خود را مطرح کنيد. خيلي از اوقات، حتي اين انتظار، ما را به جايي مي رساند که ديگر دريافت پاسخ برايمان اهميت چنداني ندارد بلکه فقط مي خواهيم از طرح اين سؤال جالب در حضور ديگران با صداي بلند لذت ببريم. به ويژه اگر بدانيم آفرين و تحسين معلم را هم به دنبال خواهد داشت. بنابراين حتماً سؤال خود را يادداشت کنيد. بار ذهن خود را سبک کنيد و به گوش دادن و يادداشت برداري از گفته ها ادامه دهيد.
- شاخه سوم، يادداشت برداري از عوامل حواس پرتي است. سر کلاس درس هم به احتمال فراوان، افکار زيادي در ذهن شما غوطه مي خورند که ذهن شما را منحرف مي کنند. در گوشه اي، از آنچه که حواس شما را پرت مي کند، يادداشت برداري کنيد. در بالاي اين يادداشت بنويسيد آنچه که بايد پس از کلاس به آن فکر کنم يا انجام دهم. اگر بخواهيد اين کار را هم به تأخير بياندازيد، يا به حافظه بسپاريد و يادداشت نکنيد، باز ميدان ذهني خود را تا پايان کلاس، اشغال مي کنيد. يادمان هست که قلم و کاغذ مهمترين ابزار براي تمرکز حواس هستند.
به عنوان آخرين فايده ي يادداشت برداري، بايد بگوييم که اين عمل، شما را هميشه در حالت سوگيري قرار مي دهد. در کتاب "زمينه روان شناسي" نوشته "اتکينسون – هيلگارد" گفته مي شود: "هميشه با تغييرات محرک است که تحريک پذير جهت مي گيرد." براي روشن شدن اين مطلب مثالي مي زنيم: فرض کنيد شما در خانه تنها هستيد و صداي پايي را از پشت بام منزل خود مي شنويد (صداي پا، محرک است و شما، تحريک پذير). وقتي صداي پا بلندتر مي شود يا به هر شکلي تغيير مي کند، شما گوشتان را تيزتر مي کنيد (به زبان روان شناسي "سوگيري" مي کنيد). اما اگر صداي پا يکنواخت باشد يا تغييرات محسوس نداشته باشد به زودي براي شما عادي مي شود و شما ديگر بر آن تمرکز نمي کنيد. در کلاس درس، معلم محرک است و شما تحريک پذير. تغييرات معلم به صورت حرکات دست، چهره و لحن و طنين صدا باعث مي شود که شما مدام سوگيري کنيد و تمرکز شما بر او باشد.
بسياري از معلمان که به اين نکته واقف هستند، در تدريس خود از اين تغييرات، زياد استفاده مي کنند و توجه شما را کاملاً به خود جلب مي کنند. در اين موارد ديگر نيازي نيست که شما خودتان را تغيير دهيد. اما معلماني هم هستند که صدايي يکنواخت دارند و موقع تدريس، بي تحرکند. در کلاس ِ چنين معلماني است که شما بايد تحريک پذيري، در خود ايجاد کنيد تا تمرکز حواستان پايدار باقي بماند. در مثالي که براي سوگيري زديم، وقتي صداي پا از پشت بام به گوش مي رسيد، يکنواخت مي شد، شما مي توانيد با تغيير مکان خود و بالا رفتن از پله ها و نزديک شدن به صدا، در خود سوگيري و تمرکز حواس ايجاد کنيد.
يادداشت برداري داخل کلاس نيز در شما چنين حالت آماده باش و تحرکي را ايجاد مي کند. جهت گيري براي شنيدن بهتر و درک بيشتر و بهتر. بنابراين، يادداشت برداري را جدي بگيريد.
هميشه به خاطر داشته باشيد که واقعاً رابطه اي بين کساني که جلو مي نشينيد و کساني که درسشان خوب است وجود دارد. توجه کنيد، کساني که صندليها و نيمکتهاي جلويي را اشغال مي کنند، در ميدان ديد خود، فقط معلم و تخته را خواهند داشت. اما کساني که در رديف دوم مي نشينند، علاوه بر معلم و تخته، افراد رديف اول را هم مي بينند و همين طور تا رديف آخر که ديگر همه رديفهاي جلويي در ميدان ديد قرار مي گيرند. به عبارت ديگر، عوامل حواس پرتي در جلوي کلاس حداقل و در انتهاي کلاس حداکثر است. از آن انتها، همه چيز مشخص است. چشم افرادي که در اين انتها مي نشينيد، کوچکترين حرکات افراد جلويي را مي بيند و اين ديدن يعني حواس پرتي. ما مي گوييم: حتي الامکان در رديفهاي جلويي بنشينيد. ممکن است بگوييد اين طور هم نمي شود که همه در رديف اول بنشينند. ما هم حرف شما را قبول داريم اما مخاطبان ما آن کساني هستند که هميشه تا وارد کلاس يا جلسات سخنراني مي شوند، با وجود آن که رديفهاي جلويي خالي است، خودشان مي روند و در رديفهاي آخر مي نشينند. مي خواهيم به اين افراد بگوييم که با اين عمل خود پيشاپيش زمينه بسيار مساعد حواس پرتي را براي خود به وجود آورده اند. اگر بخواهيد در آن آخر بنشينيد که هيچ چيز از ديد شما مخفي نماند، در واقع حواس پرتي را به تمرکز حواس ترجيح داده ايد و خود را براي آن آماده کرده ايد.
توصيه مي کنيم که حتي الامکان، رديفهاي جلو را براي نشستن انتخاب کنيد. باز هم تأکيد مي کنيم که واقعاً رابطه اي بين کساني که جلو مي نشينيد و پيشرفت تحصيلي، وجود دارد. اين ارتباط، کاملاً منطقي است و اين طور نيست که عوامل حواس پرتي خود را کمتر سازيد. دقت و تمرکز حواس خود را افزايش دهيد و به پيشرفت تحصيلي خود کمک مؤثر کنيد.
نقش فرمان ذهني "آنتوني رانينز"، نويسنده کتابهاي جالب و پر فروش "به سوي کاميابي" در يکي از سمينارهاي خود مثالي زيبا مي آورد که خوب است قبل از طرح نقش فرمان ذهني، براي روشن شدن مطالب، اشادره اي داشته باشيم به اين مثال: پدري به فرزندش مي گويد: "برو اآشپزخانه، نمکدان را بياور."، بچه بي درنگ مي گويد: "نيست." يا "نمي توانم پيدا کنم." و . . . پدر مي گويد:
"تو برو، پيدا مي کني." بچه پاسخ مي دهد: "مي دانم که پيدا نمي کنم ولي مي روم."
در اين داستان که شايد در خاطره شما هم به نوعي مستند باشد، واقعيت چيست؟ چرا بچه نمکدان را پيدا نمي کند؟ واقعيت اين است که اين بچه قبل از آن که به دنبال نمکدان برود بارها به خود گفت: نيست، نمي توانم پيدايش کنم. يعني به ذهنش فرمان داد: نمکدان را پيدا نکن! مغز بچه اين فرمان را دريافت کرد. حالا بچه به آشپزخانه مي رود و به جستجو مي پردازد اما با آن که نمکدان در ميدان ديدش قرار دارد، آن را نمي بيند يعني مغز، برنامه قبلي دارد که آن را شناسايي و پيدا نکند و به همين خاطر، به اصطلاح آن را پس مي زند. مغز بچه مانند يک ماشين فقط فرماني را که بچه به او داده بود، اجرا مي کند.
نقش فرمانهاي ذهني در تمام موفقيتهاي زندگي و از جمله موفقيتهاي تحصيلي بسيار مهم است.قبل از اين که به کلاس برويد، براي خود هدف تعيين کنيد. به ذهن خود بگوييد که چرا به کلاس مي رويد، آيا فقط براي اين که برايتان غيبت ثبت نشود مي رويد؟ آيا براي خنديدن مي رويد؟ آيا براي چرت زدن مي رويد؟ و يا اين که قصد داريد چيزي را بفهميد و ياد بگيريد؟ اگر اين طور است دقيقاً براي خود مشخص کنيد که مي خواهيد چه چيز را ياد بگيريد و در جستجوي چه هستيد؟
همين برنامه ذهني که قبل از کلاس به خود مي دهيد، تمام فعاليتهاي شما را در کلاس پيرو خود مي سازيد. بنابراين کلاس را جدي بگيريد و قبل از حضور در آن به ذهن خود برنامه اي جدي بدهيد. دقيقاً مشخص کنيد که مي خواهيد چه چيزي از اين کلاس ياد بگيريد. اين موضوع به موفقيت شما بسيار کمک خواهد کرد. يادتان هست که در تعيين هدف، گفتيم هدف بايد جزيي، روشن و دقيق باشد. پس به ذهن خود بگوييد که چه مطلبي را مي خواهيد بياموزيد. درخواستي مشخص از ذهن خود داشته باشيد. مثلاً به خود بگوييد: امروز مي خواهم بفهمم واقعاً چرا و چطور رعد و برق ايجاد مي شود؟ امروز مي خواهم بدانم چطور مي توان از يک عدد اعشاري، جذرگرفت؟ و . . . هدف خود را از حضور در کلاس با صداي بلند يا در ذهن خود، براي خود کاملاً مشخص سازيد.
فرمانهاي ذهني منفي و مخرب به ذهن خود ندهيد. مثلاً همان فرمان "امروز به کلاس مي روم که بخندم." يا "بروم ببينم چه مي شود." يا " بروم که غيبت نخورم." و . . . وقتي اين فرمانها را به ذهن خود مي دهيد، در واقع به آن، اين برنامه را داده ايد که: هيچ چيز ياد نگير. وقتي هدف خود را از حضور در کلاس، خنديدن معرفي مي کنيد، تمام فکر شما به رويداد طنزآميزي که در کلاس پيش مي آيد، متمرکز مي شود و يا سرگردان به هر موضوعي واکنش نشان مي دهيد و توجه مي کنيد و قادر نيستيد بر درس که مسلماً هدف اصلي حضور شما در کلاس است، تمرکز پيدا کنيد. يک عده هم هستند که وقتي به سمينار يا سخنراني يا همين کلاس درس مي روند به خود فرمان ذهني ايراد گرفتن از استاد يا سخنران را مي دهند. "ببينيم چقدر يراد دارد"، " چند اشتباه مي کند." و . . . افرادي که در يک جلسه سخنراني يا کلاس درس حضور دارند، شرايط نسبتاً يکساني دارند اما چرا برداشت آنها از کلاس متفاوت است؟ علت، آن است که فرمانهاي ذهني ابتدايي حضورشان در کلاس با هم فرق داشته است. يکي از کلاس بيرون مي آيد و مي گويد: چه نکته جالبي را ياد گرفتم. يکي مي گويد: هيچ فهميديد که فلان جا اشتباه کرد؟ يکي مي گويد: چه حرف خنده داري در فلان لحظه کلاس گفت! و يکي هم مي گويد: چه کلاس خسته کننده اي بود. من که فقط چرت زدم و هيچ چيز ياد نگرفتم. نفر آخر کسي است که يا به خود فرمان چرت زدن داده يا اين که اصلاً هيچ فرماني قبل از کلاس به ذهن خود نداده است که حالت دوم معمولتر و شايعتر است.
با توجه به همه اين نکات که گفتيم، شما از اين پس: ابتدا در منزل مطالعه اي اجمالي بر مطالبي که مي خواهند تدريس کنند، خواهيد داشت. سپس قبل از ورود به کلاس، فرمان ذهني دقيقي را به مغز خود مي دهيد و ذهن خود را از حضور در کلاس هدفدار مي کنيد. بعد از ورود به کلاس، حتي الامکان در رديفهاي جلو مي نشينيد و مانند يک شنونده فعال به درس گوش مي دهيد و يادداشت برداري مي کنيد. اگر هم سؤالي داشتيد يا در طول کلاس مي پرسيد و يا آن را ثبت مي کنيد و در آخر کلاس از معلم سؤال مي کنيد. به اين ترتيب شما حضور متمرکز و فعال و مثمر ثمري در کلاس خواهيد داشت و درصد مهمي از يادگيري مطلب را همان سر کلاس به دست خواهيد آورد.
چگونه باید مطالعه کنیم؟:
اقسام مطالعه :
عیوب این دو گروه این است که مزاحم دیگران میشوند، در وقت بیشتری مطالب کمتری را میخوانند، چون انرژی بیشتری مصرف میکنند زود خسته میشوند. گروه سوم کسانی است که با چشمانشان میخوانند (گروه صامت خوان). حسن کار این گروه این است که مزاحم دیگران نمیشوند، از مطالعه خسته نمیشوند، چون خوب میتوانند حواس خود را جمع کنند در نتیجه بهتر یاد میگیرند، در وقت کمتر مطالب بیشتری را میخوانند. مکان مطالعه : مکان مطالعه باید بدور از سروصدا بوده ، همچنین زیاد گرم ، سرد و یا کمنور نباشد و بهتر است محلی که در آن مطالعه میشود با رنگ سبز نقاشی شده باشد و باید در اتاق مطالعه گلهای طبیعی با رنگهای سبز و زرد موجود باشد و محل مطالعه نزدیک به آشپزخانه و پرنور هم نباشد. زمان مطالعه : درسهایی که نیاز به حفظ کردن ندارند بلکه به فکر کردن نیاز دارند (مانند دروس ریاضی و فیزیک) باید به موقع صبح خوانده شود. و درسهایی که نیاز به حفظ کردن دارند باید موقع شب و قبل از خواب و استراحت خوانده شوند. وضو گرفتن
برنامه ریزی تحصیلی:
اهمیت برنامه ریزی تحصیلی هدف بلند مدت: قبولی در کنکور تجربی دانشگاه سراسری امسال مطالعه درس فیزیک ، شیمی ، ادبیات در یک هفته شامل 2 روز اول فیزیک ، 2 روز دوم شیمی ، 2 روز سوم ادبیات ، مطالعه درس فیزیک ، شیمی ، ادبیات در یک هفته شامل صبح ، فیزیک - ظهر ، شیمی - عصر ، ادبیات توجه کنید که برنامه ریزی دوم از لحاظ تنوع مناسبتر است، چون در یک روز 3 درس مورد مطالعه قرار میگیرد، در حالیکه در روش اول هر 2 روز یک درس و این احتمال بیشتری دارد که موجب خستگی ذهنی شود. به عنوان مثال دانش آموزی که برای یک هفته خود مطالعه درس شیمی و ادبیات را انتخاب کرده است، بطوری که هر روز صبح شیمی و هر بعد از ظهر به مطالعه ادبیات میپردازد. در فاصله هر 45 دقیقه مطالعه ، یک ربع استراحت میکند و هر 3 چهل و پنج دقیقه یک استراحت 45 دقیقهای برای خود دارد. در پایان هفته که بعد از ظهر جمعه را در نظر گرفته است بطور کامل به استراحت می پردازد تا هفته بعد را برای مطالعه فیزیک و زیست شناسی در نظر گرفته است با انرژی بیشتری شروع کند. |
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
آرشیو مطالب
امکانات
|
Copyright © 2006 All Rights Reserved by raveshe-zendegi.Blogfa.com